سقراط

 

زندگینامه سقراط

جهان امروز آموخته های اندیشه گرایانه سقراط را مدیون افلاطون بوده است، زیرا سقراط هرگز دست به قلم نبرد و اندیشه فیلسوفانه نابش را نگارش نکرد، آنچه که امروز میدانیم و به دانستن آن می بالیم دسترنج افلاطون و دیگر شاگردان سقراط می باشد.

افلاطون عاشق، مرید و بهترین شاگرد سقراط بوده است به همین دلیل اگر میخواهید افلاطون را بشناسید اول باید سقراط را بشناسیم و بدانیم او که بوده ، چه می اندیشیده و چگونه می زیسته؟

سقراط کیست؟

سقراط اولین فیلسوف مهم درآتن به دنیا آمد و با شعار یگانه خویش ''به خود بنگر'' در کوچه و خیابان مردم را به تفکر در خویشتن، خدایان و رفتارها دعوت می نمود، این اندیشمند فیلسوف در کوچه و خیابان های آتن قدم میزد و با توانایی بی نظیر خود در ایجاد گردهمایی های استقرایی و پرسش و پاسخ به صحبت درباره خویشتن، حقایق و بارور ساختن تفکر در جوانان اقدام می نمود، او جوانان را به طرز قابل ملاحظه ای در بحث های خود شرکت میداد و سعی میکرد برای هر مبحث مثالی نقض بیاورد و از افراد در گردهمایی ها می خواست که آنان هم اینگونه رفتار کنند و با بیان مثال ها در بحث ها شرکت کنند و در پایان با نزدیک کردن مثال ها به هم و یافتن شباهت های موجود افراد را قانع میکرد.

او معتقد بود که خود دارای هیچ دانشی نیست بلکه آنچه را که برایش چالش برانگیز است به زبان می آورد و در پی کشف حقایق مهم خویشتن است، عمده محتوای گردهمایی های سقراط در رابطه با عدالت، شرافت ، فضیلت ، حقانیت خویشتن و زندگی بوده است. این شیوه نگرش در جهت مقابل سوفسطاییان، گروه قدرتمند آن دوره بودند که تاثیر اساطیر و ادیان را در زندگى مردم به شدت کم کرده بودند. آنان خود را عالم ترین و دانشمند ترین افراد زمان می دانستند و معتقد بودند که حقیقتی وجود ندارد و جامعه، درست یا نادرست بودن رفتاری را تعیین می کند و عقل آدمی به تنهایی توانایی تجزیه و تحلیل ندارد و با این فلسفه هر هنجار و ناهنجاری را که خود دوست داشتند به زور عقلانی و منطقی می شمردند.

سقراط راهنمایی و معرفی اندیشه به مردم را رسالتی مهم می دانست و عقیده داشت تا زنده است باید از این امر مهم دست نکشد و در هر زمان و مکانی به دعوت مردم می پرداخت، در این حال با آنکه چهره ای  زیبا نداشت ، آن هم در دورانی که زیبایی یک فضیلت الهی بود و مردم زشت رویان را جزو افراد پست و خبیث می انگاشتند توانسته بود مریدان بسیاری را در دور خود گرد آورد وتاثیرات بسیاری بر جامعه خفته آن زمان بگذارد که این نشان دهنده قدرت تاثیر گذاری شگرف این اندیشمند دانا بوده است.

کودکی و تولد سقراط بزرگ

سقراط زاده «آلوپکای‌» منطقه ای در آتن است ، این فیلسوف بزرگ تقریبا 470 سال قبل از میلاد مسیح در خانواده ای سرشناس متولد شد، پدرش مجسمه سازی مشهور و مادرش ماما بود، او همیشه پیشه مامایی مادرش را در سخنان و تجربیاتش مثال میزد و خود را وارث این پیشه می دانست و معتقد بود که او هم قابله تولد درست اندیشی و بیداری خرد است.‌

پدر سقراط نقش بسیار مهمی در شکل گیری تفکر این دانشمند داشت زیرا او را از کودکی با مطالعه و کتب مهم آشنا ساخت و مشوق او برای دانش اندوزی بود.

بزرگسالی و جهش فکری سقراط

جوانی سقراط با تغییر جهت تفکر او گره خورده است، هنگامی که به بیست و یک سالگی پا می نهد تفکرش متوجه مفهوم انسانیت می شود و اعتقاد بر این می یابد که ابتدا باید خود را بشناسیم و در پس خود شناسی دنیای خود را بشناسیم ، درست نقطه مقابل اندیشه آن دوران که به جرم شناسی و شناخت ذرات جهان سازنده مربوط می شده است.

یکی از ویژگی های شگفت انگیز سقراط علاوه بر قدرت بالای اندیشه و تفکر، قدرت بدنی بالای او بوده است به طوری که در سخت ترین شرایط و سرمای زیاد هم پابرهنه و با جامعی اندک در خیابان های آتن قدم میزد و به گفتگو و مباحثه می پرداخت.

سقراط همچنین میهن پرست بوده است و حضور دلیرانه او در نبردهایی نظیر پلوپونز گواه این امر است ، حضور او در این نبردها از او شخصیتی برجسته و ممتاز ساخته و تاثیر بسیاری در اندیشه او گذاشته بود.

سقراط بخش عمده ای از عمر خود را به تبلیغ و گفتگوی اعتقاد خویشتن شناسی گذراند و گفته ها حاکی از این است که جز دوره حضور در ارتش سند دیگری مبنی بر راه های امرار معاش این شخص موجود نیست و او تنها به مباحثه پرداخته است. حتی دلیل اختلافات و بد اخلاقی های همسر سقراط هم کار نکردن و مشکلات امرار معاش او برشمرده شده است.

جام شوکران و پایانی تلخ برای سقراط و حامیان او

همانطور که پیش تر گفتیم اندیشه و افکار سقراط در نقطه مقابل نظرات گروه های متفکر قدرتمند آن دوره آتن بود، این تفاوت باعث خروش بزرگان سیاسی و دینی آن دوران شده بود و معتقد بودند که سقراط در پی فاسد کردن جوانان و توهین به مقدسات است . درست همان اتفاق آشنایی که همیشه برای روشنفکران و سرداران مکتبی جدید رخ می دهد و موجب زندانی شدن و مرگ آنان می شود. سقراط هم از این قاعده مستثنی نبود و متاسفانه توسط بزرگان آتن دستگیر و در سال 399 قبل از میلاد محاکمه و به اعدام محکوم شد.

افلاطون در جلسهٔ دادگاه حاضر بوده و شرح ماجرا را در رسالهٔ آپولوژی نوشته است.در هنگام محاکمه سقراط می توانست با طلب عفو از دستور حکم اعدام جلوگیری کند اما او این کار را ننگ می دانست زیرا بزرگان آن دوران همیشه مایه تمسخر وی بودند و حاضر نبود که در برابر آنان ذره ای ضعف از خود به جای بگذارد. او اعلام کرد که از مرگ هیچ باکی ندارد اما مرگش لکه ننگینی بر چهره آتن بر جای خواهد گذاشت. سقراط می‌گوید که منکر خدایان آتن است و به خدایی یگانه باور دارد. او تعلیم فلسفه را وظیفه‌ای می‌داند که از سوی خدا به او محوّل شده و اطاعت از خدا را بر اطاعت از مردم ترجیح میدهد. در نهایت قضات حکم می دهند که سقراط جام زهر را بخورد و سقراط هم خطابه‌ای نهایی ایراد می‌کند و در آن بیش از پیش، از اعتقاد به زندگی بعد از مرگ صحبت می کند. بعد از اعلام شدن حکم اعدام ، شاگردان سقراط شرایطی را فراهم آوردند که او از زندان فرار کند اما سقراط باز هم این ننگ را نپذیرفت و  صلاح را بر این دید که با نوشیدن جام شوکران در حضور مریدان و شاگردانش به زندگی خود پایان دهد.

 آخرین جمله او قبل از خاموشی چشمانش این بود:

''آنچه را که به خاک می سپارید تن سقراط است نه افکار و اندیشه های او.''

دانشمندان ایرانی       دانشمندان جهان       بهترین روش یادگیری ریاضی             آموزش ریاضی          آموزش کامپیوتر          تدریس آنلاین       

   تدریس دوره متوسطه         تدریس دوره دبیرستان

10 / 10
از 1 کاربر

ارسال نظر

عنوان نظر :*
نام شما :*
ایمیل :*
*