هلمهولتز

زندگینامه هلمهولتز

هرمان فون هلمهولتز در سال ۱۸۲۱ در کشور آلمان به دنیا آمد. او یک شخصیت قوی و برجسته در تاریخ علم مدرن است که در قرن نوزدهم از او به عنوان یک نابغه در زمینه فیزیولوژی و فیزیک تجربی یاد می کردند و با توجه به فعالیت های چند وجهی او به عنوان مدیر موسسات علمی، یک موسسه علمی آلمانی را به نام او نامگذاری کردند. هلمهولتز برای انجام آزمایشاتش از آزمایشگاه های خود در هایدلبرگ و برلین که با حمایت مالی یک دوست قدیمی و صنعت گر به نام "ونر فون زیمنس" تاسیس شده بود، استفاده میکرد. علاوه بر این، بر خلاف "چارلز داروین" یا "لویی پاستور" (و حتی آلبرت انیشتین)، دستاوردهای هلمهولتز دارای یک نظم مشخص نیست و شاید کمی گیج کننده باشد.

با وجود چنین پیشینه تاریخی، مورخان و فیلسوفان هلمهولتز را یکی از آخرین حکیمان در تاریخ علم می دانند. او میراثی غنی از خود به جای گذاشته است که تمام علم را تحت تاثیر خود دارد.

هلمهولتز به عنوان یک پزشک در دانشگاه برلین آموزش دیده است. او در دهه ۱۸۴۰ و ۱۸۵۰ اوفلموسکوپ (وسیله ای برای معاینه چشم) را ابداع کرد و اندازه گیری های نوآورانه ای برای سرعت امواج عصبی انجام داد. وی آزمایش های گسترده ای نیز در زمینه فیزیولوژی حسی انجام داد که منجر به نگارش کتابچه در مورد علم بینایی و علم شنوایی شد که در دهه ۱۸۶۰ منتشر گردید سپس او خود را به عنوان یک فیزیکدان معرفی نمود. در اواسط دهه ۱۸۷۰ و ۱۸۸۰ زمینه های اصلی تحقیق او الکترومغناطیس و ترمودینامیک بود. با گذشت زمان، در سال ۱۸۹۴ هلمهولتز به عنوان فیلسوف علم و طبیعت در قالب یک "امانوئل کانت" جدید شناخته شد و از فعالیت در آزمایشگاه حمایت نمود.

مورخی به نام "دیوید کاهان" با دقت تمام بطور کامل پیچیدگی های این شخص را در بیوگرافی اش مورد بررسی قرار می دهد و رفتار او را واکاوی می کند. نتیجه تقریبا سه دهه کار علمی هلمهولتز بسیار جامع و دقیق است. در سال های اخیر، مورخان علم مطالعات متعددی راجع به جنبه های تحقیقات هلمهولتز منتشر کرده اند که همگی حائز اهمیت هستند. او درباره نور، فیزیولوژی و هیدرودینامیک، معرفت شناسی و زیبایی شناسی مطالعاتی را انجام داده است.

با این حال هر کسی که علاقمند است اطلاعاتی کاملی درباره این فرد به دست آورد باید به ۱۰۰ سال پیش یعنی زمانی که ریاضیدان بزرگ "لئو کونیگسبرگر" یک بیوگرافی از او نوشت، برگردد. یکی از دوستان خانواده هلمهولتز، این محقق آلمانی را به عنوان یک نابغه منحصر به فرد معرفی می کند که موفقیت های علمی او ناشی از کار و تلاش سخت و پشتکار بوده است.

هلمهولتز اصلاح قابل توجهی برای برخی موضوعات جزئی و ساده ارائه داد. این دستاورد ها و پژوهش ها نه تنها در مجلات سطح بالای آلمان منتشر شده است (حاوی سخنان او در مورد فیزیک نظری که در شش جلد بین سال های ۱۸۹۷ و ۱۹۰۷ منتشر شد) بلکه نسخه های خطی و چاپی این پژوهش ها در تمامی آرشیوها در سراسر جهان موجود می باشد. نتایج این پژوهش ها و تحقیق در طی آن سالها بسیار شگفت انگیز و حیرت آور است.

هلمهولتز در خانواده به عنوان یک فرد محافظه کار لیبرال و در جامعه به عنوان یک دانشمند با استعداد و بلند پرواز که نقش بسزایی در گسترش فرهنگ آلمانی داشته است، شناخته می شود. این به معنای کم ارزش بودن دستاوردهای او نیست."کاهان" قصد دارد دستاوردهای او را برجسته کند. او به ویژگی های خاص هلمهولتز اشاره می کند؛ معرفی ابزار نوآورانه و تکنیک های تجربی، نوشتن کتب فراوان که اغلب با هدف تعیین برای کشف و اختراع است، ارتباط با دانشمندان-مهندسان و سیاستمداران در آلمان و خارج از کشور. هلمهولتز به ما یاد می دهد که چگونه در مسائل علمی یک محقق حرفه ای باشیم و علم را گسترش دهیم.

"کاهان" با استفاده از رویکردهای اخیر تاریخ علم، زمینه های فرهنگی و اجتماعی را برجسته می کند و پیش شرط های پذیرش و انتشار موفق کار هلمهولتز را نشان می دهد. او مشخص می کند که هلمهولتز در اواخر دهه ۱۸۴۰ هنگام ارزیابی دقت سنجش عصب، به تکنولوژی تلگراف اشاره کرده است. "کاهان" همچنین نشان می دهد که دستاوردهای سازمانی او به عنوان مدیر موسسات علمی بدون شبکه سیاسی و اداری امکان پذیر نیست. او و همکارش "امیل دو بویز ریموند" در آغاز، کار خود را در برلین شروع کردند و موسسه علم را گسترش دادند. خوانندگان کتاب شگفت انگیز "کاهان" بیان می کنند که کار آزمایشگاهی هلمهولتز در زمینه علم شنوایی و بینایی در بین هنرمندان نیز محبوب شده است زیرا او با نقاشانی مانند "آدولف فون منزل" و خواننده های موسیقی مانند "ریچارد واگنر" ملاقات داشته است.

"کاهان" مسیر موفقیت هلمهولتز را به عنوان جنبشی که تمام زمینه های انضباطی، نهادی و فرهنگی را در بر می گیرد به تصویر کشیده است. کتاب او یک بیوگرافی ساده نیست و تاثیر بسزایی بر خواننده می گذارد. همان طور که گفته شد هدف او از نگارش این کتاب کشف هدف بلند پروازانه و رابطه بین زندگی و علم است که در این کتاب به خوبی نشان داده شده است.

موضوع این اکتشاف همان چیزی است که "کاهان" آن را "قدرت متکثر علم" می نامد. برای هلمولتز، علم نه حرفه ای غریب بود و نه حرفه ای خالص؛ این یک شیوه زندگی بود که او توانست هدف نهای اش را از طریق ابزار و روش های حیاتی بازتولید کند و بلند پروازی هایش را تحقق بخشد. علم در اندیشه هلمهولتز فقط متعلق به فرد نبود، بلکه او اهمیت آن را متعلق به جامعه می دانست و کوشید علم را تا جایی که می تواند گسترش دهد و خود نیز جزئی از علم باشد.

کاهان نشان می دهد که هلمهولتز به طور چشمگیری پتانسیل شناختی و اخلاقی علم را به تصویر می کشد. کتاب او استاندارد جدیدی برای همه علاقمندان به هلمهولتز و یک راهنمای جامع و منابع حیاتی برای مورخان، فیلسوفان و جامعه شناسان علاقمند به این علم است.

هلمولتز پس از سالها تحقیق، بررسی و پژوهش موفق در زمینه هایی که اغلب ربطی به یکدیگر نداشتند، رد پایی بزرگ از توانایی خود بر جا گذاشت. این عالم بزرگ نهایتا در سال ۱۸۹۴ درگذشت.

10 / 10
از 1 کاربر
ارسال نظر
عنوان نظر :*
نام شما :*
ایمیل :*
*