ابوعلی سینا


 زندگینامه ابوعلی سینا

ابوعلی حسین بن عبدالله بن سینا در سال ۳۷۰ هجری قمری در روستایی حوالی بخارا متولد شد. پدرش عبدالله اهل بلخ بود و مادرش ستاره نام داشت. پدر بوعلی دوران جوانی را در زادگاه سپری کرده و سپس به بخارا پایتخت سامانیان عزیمت میکند زمانیکه ابن سینا پنج سال داشت نزد پدر ریاضیات ، روخوانی قرآن و صرف و نحو زبان عربی را یاد میگیرد. او از همان دوران کودکی بسیار باهوش بود و شوق و اشتیاق فراوانی برای کسب دانش داشت. در ده سالگی قرآن را حفظ کرده و ادبیات ، ریاضیات و صرف و نحو عربی نیز می دانست در طبیعت به گیاهان و حیوانات علاقه نشان میداد و اوقات فراغت را برای کسب تجربه به دشت و صحرا میرفت.از همان دوران کودکی به خواص گیاهان دارویی و طبابت علاقمند شده بود. او علم فقه را از شخصی بنام اسماعیل زاهد فرا گرفت در دوازده سالگی پدرش او را در بخارا نزد عبدالله ناتلی فرستاد تا نزد او معلومات خود را تکمیل کند. ابوعلی به حدی باهوش بود که در مطالب  علمی وجوه تازه ای می یافت و باعث تعجب استاد می گردید و استاد نیز او را تشویق به فراگیری علم و دانش می کرد به این ترتیب او علم منطق را فرا گرفت و به تکمیل ریاضیات پرداخت. در جوانی حکمت ماوراءالطبیعه را آموخت و هر کتابی که در این زمینه به دستش می رسید مطالعه می کرد روزی کتاب ما بعدالطبیعه ارسطو به دستش رسید اما هر چه می خواند مفاهیم نهفته در آن را متوجه نمی شد تا اینکه چهل بار کتاب را خواند اما هنوز مفاهیم آنرا درک نکرده بود یکبار وقتی از بازار بخارا عبور میکرد فروشنده ای یک کتاب فرسوده به او فروخت که بعدا" متوجه شد این کتاب نوشته ابونصر فارابی و در شرح اغراض ما بعدالطبیعه ارسطو است همان کتابی که هر چه می خواند آنرا متوجه نمی شد.

زمانی که بوعلی هجده سال داشت نوح دوم بر بخارا حکومت می کرد روزی غلامان امیر برای معالجه وی به دنبال بوعلی سینا آمدند.بوعلی نشانه ها و علائم بیماری را از پزشک مخصوص دربار پرسید و توانست بیماری امیر را که بخشی از بدنش لمس شده بود را درمان کند بوعلی در قبال درمان امیر از او خواست تا اجازه ورود و استفاده از کتابخانه سلطنتی بخارا را بدهد چون فقط شاهزادگان و بزرگان حق استفاده از آن را داشتند.این واقعه فصل تازه ای در علم اندوزی و کسب دانش برای بوعلی گشود چون کتابخانه بخارا یکی از کاملترین کتابخانه های آن زمان ایران بود و از کتابهای قدیمی و کمیاب نیز یک نسخه موجود بود او با حرص و ولع خاصی همه آنها را از نظر گذراند. در طول سه سالی که از کتابخانه استفاده کرد توانست معلوماتش در فقه را کاملتر کند و در مورد ادبیات و موسیقی و زوایای مختلف آنها تجربه و تحقیق کرد همچنین بر روی نقشه های نجومی منجمان گذشته کار کرد. بوعلی سینا در سن بیست سالگی شروع به نوشتن کرد. مجموعه حاصل و محصول در ده جلد،کتاب حکمت در باب فلسفه در بیست و یک جلد و کتاب بی گناهی و گناه در باب اخلاق از آثار اوست.

هنگامی که بوعلی بیست و یک سال داشت روزی در کتابخانه مشغول مطالعه بود که متوجه آتش در کتابخانه می شود و با نگهبانان سعی در خاموش کردن آتش می کند اما نتیجه ای ندارد و کتابها در آتش سوختند بعد از آتش سوزی که به روایتی عمدی و توسط دشمنان بوعلی صورت گرفته بود در شهر شایعه شد که خود بوعلی کتابخانه را آتش زده است این موضوع در امیر اثر کرد و مانع حضور وی در درمانگاه شد. در همان دوره پدر بوعلی نیز درگذشت و سبب شد تا بوعلی با دوست خود ابوسهل مسیحی بخارا را به مقصد نامعلومی ترک کند.

بعد از یکماه سفر در یکی از استراحتگاه های بین راه با یکی از اندیشمندان دربار خوارزم برخورد میکند با توجه به اینکه دربار خوارزم تمامی دانشمندان و فرزانگان را به دربار خود دعوت میکرد این اندیشمند خوارزم که منصور بن عراق نام داشت ابن سینا را به دربار خوارزم دعوت میکند. در دربار خوارزمشاهیان ابن سینا و ابوسهل به گرمی استقبال می شوند ابن سینا به مدت سیزده سال در شهر گرگانج که مرکز حکومت ابن مامون خوارزمشاه بود سکونت کرد و در این مدت به تدریس و معالجه بیماران پرداخت کتابها و رساله های زیادی نیز به رشته تحریر در آورد تا اینکه فرستاده ای از سلطان محمود غزنوی پیغام داد که خوارزمشاه باید تمام دانشمندان خود را نزد او و پایتخت غزنویان روانه کند بوعلی برخلاف دیگر دانشمندان به غزنه که پایتخت غزنویان بود نرفت و شبانه به همراه ابوسهل مسیحی از گرگانج گریخت سلطان محمود که از نیامدن بوعلی سینا ناراحت شده بود دستور می دهد تصاویر زیادی از او کشیده و برای دستگیری و تحویل او جایزه بزرگی تعیین می کند. او برای دیدن مادرش راهی خراسان و شهر بلخ می شود اما ماموران از بازگشت وی باخبر می شوند که مجبور به فرار می شود و با دوست خود ابوسهل راهی گرگان نزد سلطان قابوس بن وشمگیر می شود اما در بین راه دوست خود ابوسهل را از دست می دهد و ابن سینا بعد از طی مراحلی سخت وارد گرگان میشود که باخبر می شود سلطان قابوس توسط سپاهیانش کشته شده است. در گرگان ابوعبیداله جوزجانی به خدمت او در می آید و تا پایان عمر در کنار ابن سینا می ماند.

ابن سینا در سال ۴۰۵ هجری قمری عازم ری شد که در آن زمان پادشاهان آل بویه بر نواحی شمالی و مرکزی ایران حکومت می کردند. او پس از درمان فرزند فخرالدوله پادشاه آل بویه که به بیماری صرع مبتلا بود ریاست و سرپرستی بیمارستان ری را پذیرفت. یکسال بعد به قزوین و سپس همدان می رود و بیماری قولنج شمس الدوله را که پزشکان تشخیص نمی دادند درمان می کند و سمت طبیب مخصوص امیر را می گیرد. بعد از چند ماه به سمت وزارت شمس الدوله منصوب میگردد. در سالهایی که بوعلی در همدان بود نوشتن کتاب قانون را به پایان رساند این کتاب یک دائره المعارف پزشکی است که تمام مبانی اصلی طب سنتی مورد بحث قرار گرفته است. بوعلی روزها را صرف تدریس و طبابت در بیمارستان و رسیدگی به امور سیاست می کرد و شبها را به تحریر و تالیف کتاب و بحث با اندیشمندان می کرد او در چهارمین سالی که وزارت شمس الدوله رابه عهده داشت سیاست کم کردن جیره غلامان و سپاهیان را تدوین کرد که سبب شد سپاهیان علیه او شورش کنند شمس الدوله برای راضی کردن سپاهیان او را تبعید کرد و فرمان او را جلوی چشم سپاهیان آتش زد در این دوران بود که بوعلی کتاب شفاء در مورد فلسفه و نکات مثبت نظریه ارسطو نوشت. بعد از مدتی بیماری شمس الدوله شدت یافت و بوعلی را نزد او آوردند و مجددا" سمت وزارت را از سر گرفت در این ایام نامه ای از ابوریحان بیرونی دریافت کرد که حاوی ده سوال بود و جواب آنها را در رساله الاجویه عن مسائل ابوریحان بیرونی نوشت بعد از مرگ شمس الدوله ابن سینا با علاءالدوله حاکم اصفهان که دایی شمس الدوله بود مکاتبه کرد و خواستار حضور در دربار او شد لکن با باخبر شدن سماءالدوله،جانشین شمس الدوله او رابه جرم خیانت زندانی کرد او در زندان به نوشتن ادامه داد تا اینکه سماءالدوله او را مورد عفو قرار داد و به همدان بازگرداند اما بوعلی سینا ماندن را به صلاح ندانست و از همدان گریخت و راه اصفهان را در پیش گرفت.

در سال ۴۱۲ بوعلی سینا وارد اصفهان شد و به عنوان یکی از نزدیکان علاءالدوله در آمد ابن سینا در اصفهان کتاب شفاء را به پایان برد. با پخش خبر حمله مسعود،پسر سلطان محمود غزنوی به اصفهان ابوعلی سینا به همراه علاءالدوله و سپاهیانش از اصفهان خارج می شود ولی کتابهایش در اصفهان ماند که مورد تاراج غارتگران ترک قرار گرفت و بسیاری از آنها از بین رفت یا به غزنه منتقل شد. علاءالدوله به سمت همدان حرکت کرد که در این سفر بوعلی سینا به بیماری قلنج مبتلا شد جوزجانی برای کمک به او دریغ نکرد اما ابوعلی برای اینکه زودتر درمان شود میزان دارو را افزایش داد که سبب از بین رفتن قوای جسمی او شد او که چندین بار بر این بیماری در دیگران غلبه کرده بود نتوانست آن را در خود درمان کند و سرانجام در سال ۴۲۸ هجری قمری در ۵۸ سالگی در همدان دار فانی را وداع گفت.

دانشمندان ایرانی       دانشمندان جهان       بهترین روش یادگیری ریاضی             آموزش ریاضی          آموزش کامپیوتر          تدریس آنلاین       

   تدریس دوره متوسطه         تدریس دوره دبیرستان

 

 

 

10 / 10
از 1 کاربر

ارسال نظر

عنوان نظر :*
نام شما :*
ایمیل :*
*