حقایقی از قرآن

7 / 10
از 3 کاربر

توضیحات مختصری که برای بعضی آیات ذکر شده است برگرفته از تفسیر المیزان ونمونه می باشد.

1- اگر این قرآن را بر کوهی نازل می کردیم می دیدی که در برابر آن خشوع می کند و از خوف خدا می شکافد و اینها مثالهایی است که برای مردم می زنیم تا در آن بیندیشند.(سوره حشر آیه21)

2- سوگند به مواقع ستارگان و این قسم اگر بدانید بسی سوگند بزرگی است که این قرآن کتابی بسیار بزرگوار و سودمند و گرامی است در لوح محفوظ حق مقام دارد که جز دست پاکان بدان نرسد تنزیلی از پروردگار عالمیان است.(سوره واقعه آیات 75 تا 80)

توضیح: منظور از اینکه دست پاکان بدان نرسد می تواند اشاره به روح حقیقت جویی باشد که برای درک حداقل مفاهیم آن لازم است. هرقدر پاکی و قداست بیشتر باشد درک انسان از مفاهیم قرآن و محتوای آن بیشتر می شود.

3- قرآن حکمت بالغه خداست و اگر از آن پند نگیرید دیگر از این پس هیچ اندرز و پند شما را سودی نخواهد بخشید.(سوره قمر آیه 5)

4- و ما قرآن را برای تذکرآسان ساختیم آیا کسی هست که متذکر شود؟(سوره قمر آیه 17)

5- ای کسانی که ایمان آورده اید هنگامیکه به شما گفته شود مجلس را وسعت بخشید،وسعت بخشید خداوند برای شما وسعت می بخشد و هنگامی که گفته شود برخیزید،برخیزید اگر چنین کنید خداوند آنها را که ایمان آورده اند و کسانی که از علم بهره دارند درجات عظیمی می بخشد(سوره مجادله آیه 11)

توضیح: آیه به این موضوع نیز اشاره دارد که ایمان،علم و آگاهی موجب اطاعت دستورات خداوند و پیامبرش می شود.آنچه مقام آدمی را بالا می برد دو چیز است: ایمان و علم. از پیامبر اسلام نقل شده است که عالم یک درجه از شهید بالاتر است و شهید یک درجه از عابد بالاتر است. در حدیثی دیگراز ایشان است که : برتری عالم به عابد همچون برتری ماه بر سایر ستارگان در شب بدر است(در شب بدر ستارگان در نور ماه محو میشوند) حدیثی از امیرمومنان است : کسی که مرگ او فرا رسد در حالیکه در طلب علم است میان او و پیامبران یک درجه فاصله است

6- برای انسان بهره ای جز سعی و کوشش او نیست.(سوره نجم آیه 39)

توضیح: انسان نتیجه سعی و تلاش خود را خواهد دید.اگر تلاش ها دنیوی باشد در این دنیا و اگر برای رضای خدا باشد علاوه بر این دنیا در آخرت نیز بهره خواهد برد.همه تعلقات و داشته های آدمی در زمان مرگ از انسان جدا می شوند(خانه،ماشین،فرزند،همسر و...) تنها اعمال انسان است که بصورت خیروشر با انسان همراه خواهند بود.

7- سوگند به خدای مغرب ها و مشرق ها که ما قادریم.(سوره معارج آیه 40)

توضیح: خورشید هر روز از یک نقطه متفاوتی نسبت به روز قبل و بعد آن طلوع وغروب می کند.در حقیقت در هیچ روزی از یکسال خورشید از یک محل برابر با روزهای دیگر طلوع نمی کند و در محل برابر با روزهای دیگر غروب نمی کند.

8- من جن و انس را نیافریدم مگر برای اینکه عبادتم کنند.(سوره ذاریات آیه 56)

توضیح: غرض از خلقت منحصرا" عبادت بوده یعنی خلق عابد خدا باشد نه اینکه او معبود خلق باشد چون فرموده تا آنکه مرا بپرستند و نفرموده تا من پرستش شوم یا تا من معبودشان باشم.بنابراین خداوند سبحان در کارهایی که می کند غرضی دارد اما غرضش ذات خودش است نه چیزی که خارج از ذاتش باشد و کاری که می کند از آن کار سود و غرضی دارد ولی نه سودی که عاید خودش گردد بلکه سودی که عاید فعلش شود اینجاست که می گوییم خدای تعالی انسان را آفرید تا پاداش دهد.

9- و می گویند اگر ما گوش شنوا داشتیم یا تعقل می کردیم جزء دوزخیان نبودیم.(سوره ملک آیه 10)

توضیح: دوزخیان اشاره به این نکته می کنند که اگر عقل خود را بکار می انداختند این چنین نبودند. از امام صادق روایت است که کسی که عاقل باشد دین دارد و کسی که دین داشته باشد داخل بهشت می شود.

10- و اگر آنها(جن و انس) بر طریقه(ایمان) استقامت ورزند ما آنها را با آب فراوان سیراب می کنیم.(سوره جن آیه 16)

توضیح: یعنی باران رحمت را بر آنها فرو می باریم و منابع معنوی و چشمه ها که فراوان شود انواع نعمت ها و آبادانی در اختیارشان قرار می گیرد.

11- به آنها گفتم از پروردگار خویش آمرزش طلبید که او بسیار آمرزنده است تا بارانهای پربرکت آسمان را پی در پی بر شما فرستد.(سوره نوح آیات 10و11)

12- پرهیزگار باشید تا خدا گناهانتان را بیامرزد و اجلتان را تا زمانی معین به تاخیر افکند اما هنگامی که اجل الهی فرا رسد تاخیری نخواهد داشت اگر می دانستید.(سوره نوح آیه 4)

  توضیح: اجل و سررسید عمر انسان دو گونه است اجل مسمی و اجل نهایی.اولی قابل تغییر و دگرگونی است و بر اثر اعمال نادرست انسان ممکن است بسیار جلو بیفتد که عذابهای الهی مثل زلزله،سیل و... یکی از آنهاست و برعکس بخاطر تقوی می تواند بسیار عقب بیفتد ولی اجل نهایی قابل تغییر نیست برای مثال انسان عمر جاویدان ندارد و اگر تمام دستگاه های بدن خوب کار کنند سرانجام زمانی بر اثر فرسودگی قلب از کار می افتد گناهان همواره بر جسم یا روح انسان ضربه های هولناک وارد می کنند از امام صادق روایت است آنها که بر اثر گناهان می میرند بیش از آنهایی هستند که به مرگ الهی از دنیا می روند و کسانی که بر اثر نیکوکاری عمر طولانی پیدا می کنند بیش از کسانی هستند که بر اثر عوامل طبیعی عمرشان زیاد می شود.

13- هیچ مصیبتی رخ نمی دهد مگر به اذن خدا و هر کس به خدا ایمان آورد خداوند قلبش را هدایت می کند و خداوند به همه چیز داناست.(سوره تغابن آیه 11)

14- خداوند معبودی است که هیچ معبودی جز او نیست و مومنان باید فقط به او توکل کنند.(سوره تغابن آیه 13)

15- او کسی است که سکینه و آرامش را در دلهای مومنان نازل کرد تا ایمانی بر ایمانشان افزوده شود لشکر آسمانها و زمین از آن خداست و خداوند دانا و حکیم است.(سوره فتح آیه 4)

 توضیح: دو وسیله مهم آرامش بیان شده است اول اینکه اگر با خدا باشی تمام قوای زمین و آسمان با توست دوم اینکه خداوند نیازها و مشکلات و گرفتاری های تو را می داند و از تلاش ها و کوشش و اطاعت و بندگی تو باخبر است. همانطور که علم درجات دارد پذیرش و تسلیم نیز دارای مراتب مختلفی است به همین دلیل یک فرد مومن نباید در یک مرحله از ایمان متوقف گردد او دائما" به سوی درجات بالاتر از طریق خودسازی،علم و عمل گام بر می دارد.

16- وحشت از شما در دلهای آنها بیش از ترس از خداست این بخاطر آن است که آنها گروهی نادانند.(سوره حشر آیه 13)

توضیح: کافران و منافقان چون از خدا نمی ترسند از همه چیز وحشت دارند مخصوصا" از دشمنان مومن و مقاومتی چون شما. آنها گروهی نادانند هرکس از خدا بترسد دلیلی ندارد که از غیر او ترسان شود زیرا همه چیز مسخر فرمان خداست سرچشمه همه بدبختیها جهل و نادانی و عدم درک حقیقت توحید است.

17- آنها هرگز با شما بصورت دسته جمعی نمی جنگند جز در دژهای محکم یا از پشت دیوارها.پیکارشان در میان خودشان شدید است (اما در برابر شما ناتوانند)به ظاهرشان می نگری آنها را متحد می بینی در حالیکه دلهای آنها پراکنده است این بخاطر این است که قومی بی عقلند.(سوره حشر آیه 14)

18- به درستی که انسان طغیان می کند وقتیکه خود را بی نیاز می بیند.(سوره علق آیات 6و7)

توضیح: اشاره به این است که وقتی انسان به دارایی ناچیز دنیا می رسد سرکش و مغرور می شود.

19- مرگ بر انسان چقدر کفر می ورزد.(سوره عبس آیه 80)

20- چنین نیست که (انسان) می پندارد او هنوز فرمان الهی را اطاعت نکرده است.(سوره عبس آیه 23)

21- انسان می خواهد آنچه که وعده داده شده را تکذیب کند تا عمر را به هوای نفس بگذراند.(سوره قیامت آیه 5)

توضیح: علاوه بر معنای ظاهر آیه می تواند بیان حال کسانی باشد که گناه را مقدم می دارند و میگویند بعدا" توبه خواهیم کرد.

22- چنین نیست که شما می پندارید بلکه دنیای زودگذر را دوست دارید و آخرت(نشانه های آنرا)رها می کنید.(سوره قیامت آیات 20و21)

23- بر احوال شما نگهبانانی هستند که می نویسند و هرچه می کنید می دانند.(سوره انفطار آیات 10 تا 12)

24- و در آن هنگام که هر کس با همسان خود قرین گردد.(سوره تکویر آیه 7)

توضیح: اشاره به روز قیامت است که هرکس با اعمال خودش باقی می ماند یاهرکس با نفس خودش همنشین است.

25- و ما انسان را خلق کردیم و از وسوسه ها و اندیشه های نفس او آگاهیم و از رگ گردن به او نزدیکتریم به خاطر آورید هنگامی که دو فرشته راست و چپ که ملازم انسان هستند اعمال او را دریافت می دارند.هیچ سخنی را انسان تلفظ نمی کند مگر اینکه نزد آن فرشته ای مراقب و آماده برای انجام ماموریت است.(سوره ق آیات 16تا18)

26- در روز قیامت انسان به هر چه مقدر و موخر انجام داده بداند.(سوره انفطار آیه 5)

27- آنروز(قیامت)آدمی به آنچه مقدم و موخر انجام داده آگاه می شود بلکه انسان خود بر خویش آگاهست.(سوره قیامت آیات 13و14)

28- و منت مگذار و فزونی مطلب.(سوره مدثر آیه 6)

توضیح: بر هیچ کس منت نگذارید چه بر خالق یا مخلوق. نه بر پروردگارت که برای او جهاد و تلاش می کنی چرا که او بر تومنت گذاشته و این مقام را به تو ارزانی داشته است.عبادت را یک توفیق بزرگ الهی برای خودت بشمار اگر خدمت به خلق می کنی(کمک ،بخشش،هدایت،انفاق و...)هیچکدام را نباید با منت یا انتظارجبران ازطرف مقابل توام کنی چرا که منت، اعمال نیک را باطل و بی اثر می کند.اگر انسان خدمتش را ناچیز بشمارد انتظار پاداشی نداردمنت گذاشتن همیشه سرچشمه استکثار است یعنی انتظار دارد در مقابل کاری که انجام می دهد طرف دیگر همان اندازه یا بیشتر کاری انجام دهد که این ارزش نعمت را از بین می برد.

29- آنها بر تو منت می گذارند که اسلام آورده اند بگو اسلام خود رابرمن منت مگذارید بلکه خداوند بر شما منت می گذارد که شما را به سوی ایمان هدایت کرده اگر(در ادعای ایمان)راستگو هستید.(سوره حجرات آیه 17)

توضیح: اگر نور ایمان به قلب کسی بتابد و این توفیق نصیبش شود که در سلک مومنان درآید بزرگترین لطف الهی شامل حال او شده است ایمان قبل از هرچیز درک تازه ای از عالم هستی به انسان می دهد حجابها و پرده های غرور و خودخواهی را کنار می زند افق دید انسان را می گشاید و شکوه و عظمت بی مانند آفرینش را در نظر او مجسم می کند ارزشهای انسانی را در او زنده می کند.علم و قدرت و شهامت و ایثارو فداکاری و عفو و گذشت و اخلاص به او می دهد و.... آیا این نعمتی است که خداوند بر انسان ارزانی داشته یا منتی است که انسان بگذارد؟

30- ای کسانی که ایمان آورده اید اطاعت کنید خدا و اطاعت کنید رسول خدا را و اعمال خود را باطل مسازید.(سوره محمد آیه 33)

توضیح: از نکات حساسی که در آیات مختلف قرآن به آن هشدار داده شده است این است که مومنان مراقب باشند اعمالشان همانند کفار حبط و نابود نشود به تعبیر دیگر اصل عمل مطلبی است و نگهداری آن مطلبی مهمتر.عواملی که اعمال آدمی را به خطر می اندازد یا نابود می کند بسیار است از جمله: 1- منت گذاشتن و آزار دادن؛ در سوره بقره آیه 264 می فرماید"ای کسانی که ایمان آورده اید انفاق ها و بخشش های خود را با منت و آزارباطل نسازید همانند کسی که مال خود را برای نشان دادن به مردم انفاق می کند و ایمان به خدا و روز قیامت ندارد" در اینجا دو عامل بطلان عمل یکی منت و آزار و دیگری ریا و کفر مطرح شده است. 2- عجب عامل دیگری است برای نابودی آثار عمل چنانکه در حدیث آمده است عجب حسنات انسان را می خورد همانگونه که آتش هیزم را.(توضیح اینکه عجب خودبرتربینی،خودپسندی و غرور می باشد و اینکه انسان از عمل خود یا از عبادت،ثروت و زهد بر خود ببالد) 3- حسد نیز از اینگونه اعمال است که درباره آن تعبیری شبیه به عجب آمده که همچون آتش حسنات را از بین می برد. 4- مسئله حفظ ایمان تا پایان عمر مهمترین شرط بقای آثار عمل است چرا که قرآن به صراحت می فرماید کسانی که بی ایمان از دنیا بروند تمام اعمالشان حبط و نابود می شود.

در حدیثی ازامام باقر(ع) آمده است: نگهداری عمل از خود عمل سختتر است انسان بخشش می کند و یا انفاقی در راه خداوند یکتا انجام می دهد و به عنوان یک انفاق پنهانی برای او ثبت می شود سپس در جایی آنرا مطرح می کند این انفاق پنهانی حذف می شود و بجای آن انفاق آشکار نوشته می شود دوباره در جایی دیگر آنرا مطرح می کند باز حذف می شود وبه عنوان ریا نوشته می شود.

31- اهل یمین از دوزخیان سوال می کنند که شما را چه عمل به دوزخ انداخت؟آنها جواب دهند که از نمازگزاران نبودیم و مسکینی را طعام ندادیم و با اهل باطل همنشین و همصدا بودیم و روز جزا را انکار کردیم.(سوره مدثر آیات 39 تا 46)

32- بر آن آتش نوزده تن(فرشته عذاب)موکلند ماموران دوزخ را جز فرشتگان قرار ندادیم و تعداد آنها را جز برای آزمایش کافران معین نکردیم تا اهل کتاب(یهود و نصاری)یقین پیدا کنند و ایمان مومنان افزوده شود و اهل کتاب و مومنان تردید به خود راه ندهند و کافران بگویند خدا از این توصیف چه منظوری داشت؟(آری)اینگونه خداوند هرکس را بخواهد گمراه بسازد و هرکس را بخواهد هدایت کند و لشکریان پروردگارت را جز او کسی نمی داند و این جز هشدار و تذکری برای انسانها نیست.(سوره مدثر آیات 30 و 31)

33- شما اگر کافر شوید چگونه خود را(از عذاب شدید الهی)برکنار می دارید در آنروز که کودکان را پیر می کند.(سوره مزمل آیه 17)

34- خداوند مثلی برای کسانی که کافر شده اند زده است مثل به همسر نوح و همسر لوط .آنها تحت دو بنده از بندگان صالح ما بودند ولی به آن دو خیانت کردند وارتباط آنها با این دو(پیامبر)سودی به حالشان(در برابر عذاب الهی)نداشت و به آنها گفته شد وارد آتش شوید همراه کسانی که وارد می شوند.(سوره تحریم آیه 10)

 توضیح: خیانت زنان نوح ولوط خیانت از جاده عفت نبود بلکه با دشمنان آنان همکاری می کردند. این آیه هشداری است به همه مومنان که پیوندهای آنها با اولیاء خدا در صورتیکه گناهی مرتکب شوند مانع از عذاب الهی نمی شود.

35- خدایی که مرگ و زندگی را آفرید تا شما را بیازماید که کدامیک بهتر عمل می کنید و او شکست ناپذیر و بخشنده است.(سوره ملک آیه 2)

توضیح: این آیه بعد از بیان هدف زندگی،آنرا "آزمایش حسن" عمل معرفی کرده است نه کثرت عمل. یعنی اسلام به کیفیت اهمیت می دهد نه کمیت .مهم آنست که عمل خالصانه و برای خدا باشد هر چند از نظر کمیت کم باشد.

36- ای کسانی که ایمان آورده اید چرا سخنی می گویید که عمل نمی کنید؟بسیار موجب خشم خدا است که سخنی بگویید و عمل نکنید.(سوره صف آیات 2و3)

37- بدانید که زندگی دنیا بازیچه و لهو و زینت و تفاخر بین شما و تکاثر در اموال و اولاد است مثل آن بارانی است که کشاورز از روییدن گیاهانش به شگفت درآید و گیاهان به منتها درجه رشد برسند در آن هنگام به زردی گراییده خشک می شوند.دنیای کفار نیز چنین است البته در آخرت عذاب شدیدی است و هم مغفرت و رضوانی از ناحیه خداست و زندگی دنیا جز متاعی فریبنده نمی باشد.(سوره حدید آیه 20)

توضیح: کلمه لهو به معنای هر عمل سرگرم کننده ای است که انسان را از کاری مهم و حیاتی باز می دارد.غفلت،سرگرمی،تجمل،تفاخر و تکاثر دورانهای پنجگانه عمر آدمی را تشکیل می دهند.نخست دوران کودکی است که زندگی در هاله ای از غفلت و بی خبری و بازی می گذرد سپس مرحله نوجوانی می رسد که سرگرمی جای بازی را می گیرد مرحله سوم جوانی است و شور و عشق و تجمل پرستی مرحله چهارم احساسات کسب مقام و فخر در انسان زنده می شود و مرحله پنجم به فکر افزایش مال و نفرات می افتد بعضی معتقدند هرکدام از این دوره های پنجگانه هشت سال طول می کشد و مجموعا" به چهل سال بالغ می شود و وقتی به این سن رسید شخصیت انسان تثبیت می گردد.این حالت هم ممکن است که بعضی ها شخصیتشان در همان مراحل اول یا دوم متوقف شود و تا پیری در فکر بازی و سرگرمی و معرکه گیری باشند و یا در دوران تجمل پرستی متوقف شود و فکرو ذکرشان تا دم مرگ فراهم کردن خانه و مرکب و لباس زینتی باشد بنابراین اینها کودکانی هستند در سن کهولت و پیرانی هستندبا روحیه کودک.

38- هیچ مصیبتی در زمین و نه در وجود شما روی نمی دهد مگر اینکه همه آنها را قبل از آنکه زمین را بیافرینیم در لوح محفوظ ثبت است و این امر برای خداوند آسان است این برای آنست که برای آنچه از شما فوت شده تاسف نخورید و به آنچه به شما داده است دلبسته و شادمان نباشید و خداوند هیچ متکبر فخرفروشی را دوست ندارد.(سوره حدید آیات 22 و 23)

39- تمام کسانی که در آسمانها و زمین هستند از او تقاضا می کنند و او هر روز در شان و کاری است.(سوره رحمان آیه 29)

توضیح: تمام کسانی که در آسمانها و زمین هستند همواره نیازهای خود را از او می خواهند.فعل مضارع "یساله" که دراین آیه بکار رفته است نشان دهنده دائمی بودن این تقاضا است و همگی به زبان حال دائما" فیض می طلبند و اینکه می فرماید خداوند هر روز در شان و کاری است نشان دهنده این است که خلقت او دائم و مستمر است و هرروز طرح تازه ای ابداع می کند.از امیرمومنان است که: حمد و ستایش مخصوص خداوندی است که هرگز نمی میرد و شگفتی های خلقتش پایان نمی گیرد چرا که او هرروز در شان و کاری است و موضوع تازه ای می آفریند که هرگز نبوده است.

40- هیچ قومی را که ایمان به خدا و روز قیامت دارد نمی یابی که با دشمنان خدا و رسولش دوستی کنند هرچند پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشاوندان آنها باشند آنها کسانی هستند که خدا ایمان را بر صفحه قلوبشان نوشته و با روحی از ناحیه خودش آنها را تقویت فرموده آنها را در باغهایی از بهشت داخل می کند که نهرها از زیر درختانش جاری است جاودانه در آن می مانند خدا از آنها خشنود و آنها نیز از خدا خشنودند آنها حزب الله هستند و بدانید حزب الله پیروز است.(سوره مجادله آیه 22)

توضیح: جمع میان محبت خدا و محبت دشمنان خدا در یک دل ممکن نیست و آنها که دم از هر دو می زنند یا ضعیف الایمان هستند یا منافق.در این آیه نزدیکترین افراد به انسان مانند پدر،برادران و فرزندان به میان آمده تا تکلیف بقیه افراد روشن شود.درمرحله بعد می فرماید آنانکه ترک محبت دشمنان خدا را برداشته اند امدادهای الهی بصورت استقرار ایمان به سراغشان می آید و آنها را راهنمایی می کند بعضی این روح را فرشته می دانند یا اینکه فرشته همواره با روح است.

41- ای کسانی که ایمان آورده اید از مخالفت خدا بپرهیزید و هر انسانی باید بنگرد تا چه چیز را برای فردایش از پیش فرستاده و از خدا بپرهیزید که خداوند از آنچه انجام می دهید آگاه است.(سوره حشر آیه 18)

توضیح: از مخالفت با خدا بپرهیزید این مخالفت همان دستوراتی است که از زکات،جهاد،کفاره و... داده شده است در این آیه دو بار تاکید به تقوی شده است که می تواند بیانگر نیت خالص داشتن باشد نه اینکه انسان کاری صالح انجام دهد و نیت آن خدایی نباشد و همیشه هم در ذهن خود بگوید من این کار صالح را انجام داده ام.

42- ای کسانی که ایمان آورده اید اگر شخص فاسقی خبری برای شما بیاورد درباره آن تحقیق کنید مبادا به گروهی از روی نادانی آسیب برسانید و از کرده خود پشیمان شوید.(سوره حجرات آیه 6)

43- ای کسانی که ایمان آورده اید هنگامی که نجوا می کنید به گناه و تعدی و معصیت رسول خدا نجوا نکنید و به کار نیک و تقوا نجوا کنید و از مخالفت خدایی که بازگشت و جمع شما به سوی اوست بپرهیزید نجوا تنها از ناحیه شیطان است و می خواهد با آن مومنان غمگین شوند ولی نمی تواند به آنها ضرری بزند جز به فرمان خدا بنابراین مومنان تنها به خدا توکل کنند.(سوره مجادله آیات 9 و 10)

44- ای کسانی که ایمان آورده اید نباید گروهی از مردان شما گروهی دیگر را استهزاء کنند شاید آنها از اینها بهتر باشند و نه زنانی از زنان دیگر، شاید آنان بهتر از اینان باشند و یکدیگر را مورد طعن و عیب جویی قرار ندهید و با القاب زشت و ناپسند یاد نکنید بسیار بد است که بر کسی بعد از ایمان نام کفر بگذارید و آنها که توبه نکنند ظالم و ستمگرند.(سوره حجرات آیه 10)

توضیح: سرچشمه استهزاء همان حس خودبرتربینی و کبر و غرور است که عامل بسیاری از جنگهای خونین در تاریخ بوده است این خودبرتربینی از ارزش های مادی و ظاهری مثل ثروتمند بودن،زیباتر بودن یا با این تفکر که از نظر علم و عبادت و معنویات برتر است او را وادار به مسخره کردن می کند در حالیکه معیار و ارزش در پیشگاه خداوند تقوا است.

45- ای کسانی که ایمان آورده اید از بسیاری از گمانها بپرهیزید چرا که بعضی از گمانها گناه است و هرگز(در کار دیگران) تجسس نکنید و هیچ یک از شما دیگری را غیبت نکند آیا کسی از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد؟(به یقین) همه شما از این کار کراهت دارید تقوای الهی پیشه کنید که خداوند توبه پذیر و مهربان است.(سوره حجرات ایه 12)

توضیح: منظور از بسیاری از گمانها،گمانهای بد است که نسبت به گمانهای خوب در میان مردم بیشتر است وگرنه حسن ظن و گمانهای خیر نه تنها ممنوع نیست بلکه مستحصن است. اینکه فرموده بعضی از گمانها گناه است می تواند دلالت کند که بعضی از گمانهای بد مطابق واقع است و بعضی مخالف واقع. آنکه مخالف واقع است مسلما" گناه است بنابراین وجود همین گناه کافی است که از همه بپرهیزد. این گمان بد است که در رفتار مومن با شخص مومن دیگر تاثیر می گذارد و باید از بین برود.

دیگر اینکه گمان بد عاملی است برای تجسس. عاملی برای کشف اسرار و رازهای نهانی مردم است اسلام هرگز اجازه نمی دهد رازهای خصوصی آنها فاش شود.در دستوری دیگر می فرماید هیچکدام از شما دیگری را غیبت نکند.به این ترتیب گمان بد سرچشمه تجسس و تجسس موجب افشای عیوب و اسرار پنهانی و آگاهی بر این امور سبب غیبت می شود.در روایتی از رسول خدا آمده است که غیبت از زنا شدیدتر است زناکار می تواند توبه کند و خدا هم توبه اش را می پذیرد ولی غیبت کننده می خواهد توبه کند اما خدا توبه اش را نمی پذیرد مگر وقتی که شخص غیبت شده از او درگذرد.

46- ای مردم ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و تیره ها و قبیله ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید ولی گرامی ترین شما نزد خدا باتقواترین شماست خداوند دانا و خبیر است.(سوره حجرات آیه 13)

توضیح: تقوا بزرگترین ارزش انسانی است. در این آیه خطاب کل جامعه انسانی است و منظور از آفرینش مردم از یک مرد و زن همان بازگشت نسب انسانها به آدم و حوا است بنابراین چون همه از ریشه واحدی هستند معنی ندارد که از نظر نسب و قبیله به یکدیگر افتخار کنند اگر برای هر طایفه ای ویژگی هایی آفریده برای حفظ نظم زندگی اجتماعی مردم است بنابراین برای تقرب به خدا و نزدیکی به ساحت مقدس او هیچ امتیازی جز تقوا موثر نیست.

47- کار آنها همچون شیطان است که به انسان گفت کافر شو(تا مشکلات تو را حل کنم) اما هنگامی که کافر شد گفت من از تو بیزارم من از خداوندی که پروردگار عالمیان است بیم دارم.(سوره حشر آیه 16)

48- ای کسانی که ایمان آورده اید آیا شما را به تجارتی دلالت کنم که شما را از عذاب دردناک رهایی بخشد؟ به خدا و رسول او ایمان آورید و در راه خدا با اموال و جانهایتان جهاد کنید این برای شما از هر چیز بهتر است اگر بدانید.(سوره صف آیات 10 و 11)

49- اموال و فرزندانتان وسیله آزمایش شما هستند و اجر و پاداش عظیم نزد خداست بنابراین تا آنجا که در توان دارید تقوای الهی پیشه کنید و گوش دهید و اطاعت نمایید و انفاق کنید که برای شما بهتر است و آنها که از بخل وحرص خویشتن مصون بمانند رستگار و پیروزند.(سوره تغابن آیات 15و 16)

50- ای کسانی که ایمان آورده اید اموال و فرزندانتان شما را از یاد خدا غافل نکند و هر کس چنین کند زیانکار است از آنچه به شما روزی داده ایم انفاق کنید پیش از آنکه مرگ یکی از شما فرا رسد و بگوید پروردگارا چرا مرگ مرا مدت کمی به تاخیر نینداختی تا صدقه دهم و از صالحان باشم. خداوند هرگز مرگ کسی را هنگامی که اجلش فرا رسد به تاخیر نمی اندازد و خداوند به آنچه انجام می دهید آگاه است.(سوره منافقون آیات 9 تا 11)

51- همانها که از گناهان کبیره و اعمال زشت جز صغیره دوری می کنند.آمرزش پروردگار تو گسترده است او نسبت به شما از همه آگاهتر است از آن هنگام که شما را از زمین آفرید و در آن موقع که بصورت جنین هایی در شکم مادرانتان بودید پس خودستایی نکنید چرا که او پرهیزکاران را بهتر می شناسد.(سوره نجم آیه 32)

52- و آنها که ایمان آوردند و فرزندانشان به پیروی از آنها ایمان اختیار کردند فرزندانشان را به آنها ملحق می کنیم و از عمل آنان چیزی نمی کاهیم و هرکس در گرو اعمال خویش است.(سوره طور آیه 21)

توضیح: زمانی که انسان وارد بهشت می شود اگر فرزندش صالح باشد به او ملحق می شود و به درجه او می رسانند بدون اینکه از اعمالش کم کنند.از پیامبر اسلام نقل کنند که فرمود:هنگامی که انسان وارد بهشت می شود سراغ پدر و مادر و همسر و فرزندانش را می گیرد به او می گویند آنها به درجه و مقام تو نرسیده اند عرض می کند پروردگارا من برای خودم و آنها عمل کردم در اینجا دستور داده می شود که آنها را به او ملحق کنید.

53- هرگاه دو گروه از مومنان با هم به نزاع و جنگ پردازند در میان آنها صلح برقرار سازید و اگر یکی از آنها بر دیگری تجاوز کند با طایفه ظالم پیکار کنید تا به فرمان خدا بازگردد هرگاه بازگشت(و زمینه صلح فراهم شد) در میان آن دو بر طبق عدالت صلح برقرار سازید و عدالت پیشه کنید که خداوند عدالت پیشه گان را دوست دارد.(سوره حجرات ایه 9)

توضیح: این یک وظیفه حتمی برای همه مسلمانان است که ازنزاع و درگیری و خونریزی میان مسلمین جلوگیری کنند و برای خود در این زمینه مسئولیت قائل شوند سپس در مرحله بعد می فرماید اگر یکی از این دو گروه بر دیگری تجاوز و ستم کرد و تسلیم پیشنهاد صلح نشد شما موظفید با طایفه یاغی و ظالم پیکار کنید تا به فرمان خدا بازگردد و گردن نهد به این ترتیب اسلام جلوگیری از ظلم و ستم را هرچند به قیمت جنگ با ظالم تمام شود لازم شمرده و بهای اجرای عدالت را از خون مسلمانان نیز بالاتر دانسته است.

54- ما همه شما را قطعا" آزمایش می کنیم تا معلوم شود مجاهدان واقعی و صابران از میان شما کیانند و اخبار شما را بیازماییم.(سوره محمد آیه 31)

توضیح: این آزمایش دامنه وسیع و گسترده ای دارد و صبر و شکیبایی در انجام همه وظایف را شامل می شود. بسیاری از مفسران گفته اند مراد از اخبار در اینجا اعمال انسانها است بعضی نیز گفته اند منظور از اخبار اسرار درونی است چرا که اعمال مردم از این اسرار خبر می دهد.

55- هرگز سست نشوید و دشمنان را به صلح (ذلت بار) دعوت نکنید در حالیکه شما برترید و خداوند با شماست و چیزی از ثواب اعمالتان را هرگز کم نمی کند.(سوره محمد آیه 35)

56- آیا دیدی کسی را که معبود خود را هوای نفس خویش قرار داده؟ و خداوند او را با آگاهی(بر اینکه شایسته هدایت نیست) گمراه ساخته و بر گوش و قلبش مهر زده و بر چشمش پرده ای افکنده با این حال چه کسی می تواند غیر از خدا او را هدایت کند؟ آیا متذکر نمی شوید؟(سوره جاثیه آیه 23)

توضیح: هنگامی که انسان فرمان خدا را رها کرد و به دنبال خواست دل و هوای نفس افتاد و اطاعت آن را به اطاعت حق مقدم شمرد این همان پرستش هوای نفس است چنانکه بارها در قرآن مجید آمده است گروهی عبادت شیطان می کنند(سوره یس آیه 60) یا درباره یهود می گوید: علمای خویش را رب و پروردگار خود قرار داده اند(سوره توبه آیه 31). در حدیثی از امام باقر و امام صادق آمده است: به خدا سوگند آنها(یهود و نصاری) برای پیشوایان خود نماز و روزه بجا نیاوردند ولی پیشوایان آنها حرامی را برای آنها حلال و حلالی را حرام کردند و آنها پذیرفتند و پیروی نمودند و بی آنکه متوجه باشند آنها را عبادت و پرستش کردند. بنابراین خطرناکترین بت ها بت هوای نفس است در حدیثی از پیامبر اسلام نقل شده که هرگز در زیر آسمان معبودی مبغوض تر نزد خدا از هوای نفس پرستش نشده است. در این سخن هیچگونه مبالغه نیست چرا که: 1- بتهای معمولی موجوداتی بی خاصیت هستند ولی بت هوی و هوس اغوا کننده و سوق دهنده به سوی انواع گناه و انحراف است. 2- مهمترین راه نفوذ شیطان هوی پرستی است برای اینکه تا پایگاهی در درون انسان وجود نداشته باشد شیطان قدرت بر وسوسه گری ندارد و پایگاه شیطان چیزی جز هوی پرستی نیست. 3- هوی پرستی مهمترین وسیله هدایت را که درک صحیح حقایق است را از انسان می گیرد و پرده بر چشم و عقل آدمی می افکند. 4- هوی پرستی انسان را تا مرحله مبارزه با خدا (نعوذ بالله) پیش می برد همانگونه که پیشوای هوی پرستان یعنی شیطان به چنین سرنوشتی دچار شد و به حکمت خدا در مسئله امر به سجده بر آدم اعتراض کرد و آنرا غیرحکیمانه پنداشت. 5- عواقب هوی پرستی آنقدر شوم و دردناک است که گاه یک لحظه هوی پرستی محصول تمام عمر انسان و حسنات اعمال صالح او را بر باد می دهد.

57- اگر تمکن کفار از مواهب مادی سبب نمی شد که همه مردم امت واحد گمراهی شوند ما برای کسانی که کافر می شدند خانه هایی قرار می دادیم با سقف هایی از نقره و نردبان هایی که از آن بالا روند و برای خانه های آنها درها و تخت هایی (زیبا و نقره گون) قرار می دادیم که بر آن تکیه زنند و انواع وسایل تجملی. ولی تمام اینها متاع زندگی دنیاست و آخرت نزد پروردگارت از آن پرهیزکاران است.(سوره زخرف آیات 33 تا 35)

توضیح: آیات فوق اشاره به این موضوع دارد که مردم وقتی مشاهده کنند تمام زینت های زندگی دنیا در دست کفار است و مومنین به خدا تهی دست و محرومند به سمت کفار متمایل می شدند در غیر اینصورت برای کسانی که کافر می شدند رزق و روزی زیادی عطاء می شد و به درجاتی بر دیگران برتری پیدا می کردند. این وسایل تجملاتی دنیا به قدری در پیشگاه پروردگار بی ارزش است که می بایست تنها نصیب افراد بی ارزش همچون کفار و منکران حق باشد و اگر مردم کم ظرفیت و دنیا طلب به سوی بی ایمانی و کفر متمایل نمی شدند خداوند این سرمایه ها را تنها نصیب این گروه منفور و مطرود می کرد. نکته دیگر اینکه منظور از امت واحد بودن مردم می تواند این باشد که همه مردم در برابر اسباب و عوامل بهره های زندگی یک نسبت دارند و فرقی بین مومن و کافر نیست پس هرکس سعی خود را در طلب رزق به کار بندد و اسباب و عوامل دیگر هم که در اختیارش است مساعد با این کوشش باشد قهرا" به رزق مطلوب خود می رسد چه مومن باشد یا کافر، همانطور که در آیه 39 سوره نجم که در مورد 6 بالا آن را ذکر کرده ایم به آن اشاره شده است.

58- هرکس از یاد خدا رویگردان باشد شیطانی را به سراغ او می فرستیم و همواره قرین او باشد.(سوره زخرف آیه 36)

59- کسی که زراعت آخرت را بخواهد به او برکت می دهیم و بر محصولش می افزاییم و آنها که فقط کشت دنیا را می طلبند کمی از آن به آنها می دهیم اما در آخرت هیچ نصیبی ندارند.(سوره شوری آیه 20)

توضیح: این نکته را از این آیه می توان استفاده کرد که دنیا و آخرت هر دو نیاز به تلاش و کوشش دارند و هیچ کدام بدون رنج و زحمت بدست نمی آیند و مردم جهان را به کشاورزانی تشبیه می کند که گروهی برای آخرت کشت می کنند و گروهی برای دنیا. اما کسی که زراعت آخرت را طلب کند به او برکت می دهیم و بر محصولش می افزاییم و آنها که فقط برای دنیا کشت می کنند و تلاش و کوشششان برای بهره گیری از این متاع زودگذر و فانی باشد تنها کمی از آنچه را می طلبند به آنها می دهیم اما در آخرت هیچ نصیب و بهره ای نخواهند داشت.

60- هرگاه خداوند روزی را بر بندگانش وسعت بخشد در زمین طغیان و ستم می کنند لذا به مقداری که می خواهد نازل می کند که او نسبت به بندگانش آگاه و بینا است.(سوره شوری آیه 27)

61- و از آیات اوست آفرینش آسمان ها و زمین و آنچه از جنبندگان در آنها خلق و منتشر نموده و او هرگاه بخواهد قادر بر جمع آنهاست.(سوره شوری آیه 29)

توضیح: از نکات قابل ملاحظه در این آیه این است که دلالت بر وجود انواع موجودات زنده در آسمان ها دارد. در حدیث معروفی از حضرت علی(ع) آمده است که: این ستارگان که در آسمان است شهرهایی همچون شهرهای زمین دارد هر شهری با شهر دیگر(هر ستاره ای با ستاره دیگر) با ستونی از نور مربوط است.

62- کسی که عمل صالحی بجا آورد نفعش برای خود اوست و هر کس بدی کند به خود بدی کرده و پروردگارت هرگز به بندگان ستم نمی کند.(سوره فصلت آیه 46)

توضیح: حضرت علی(ع) می فرماید: به خدا سوگند هیچ ملتی از آغوش ناز و نعمت زندگی گرفته نشد مگر به واسطه گناهانی که مرتکب شدند زیرا خداوند هرگز به بندگانش ستم روا نمی کند. در جایی دیگر می فرماید: هرگاه مردم موقعی که بلاها نازل می شود و نعمتهای الهی از آنان سلب می شود با صدق نیت رو به درگاه خدا آورند و با قلبهایی آکنده از عشق و محبت به خدا از او درخواست حل مشکل کنند خداوند آنچه را از دستشان رفته به آنها بازمی گرداند و هرگونه فسادی را برای آنها اصلاح می کند.

63- انسان هرگز از تقاضای نیکی( و نعمت) خسته نمی شود و هرگاه شر و بدی به او برسد مایوس و نومید می گردد و هرگاه او را رحمتی از سوی خود بعد از ناراحتی بچشانیم می گوید این بخاطر شایستگی و استحقاق من بوده است و گمان نمی کنم که قیامتی برپا شود(و به فرض قیامتی باشد) هرگاه به سوی پروردگارم بازگردم برای من نزد او پاداشهای نیک است. ما کافران را از اعمالی که انجام داده اند(به زودی) آگاه خواهیم کرد و از عذاب شدید به آنها بچشانیم و هرگاه نعمتی به انسان دهیم روی می گرداند و با حال تکبر از حق دور می شود ولی هرگاه مختصر ناراحتی به او رسد تقاضای فراوان و مستمر(برای برطرف شدن آن) دارد.(سوره فصلت آیات 49 تا 51)

64- به زودی نشانه های خود را در اطراف جهان و در درون جانشان به آنها نشان می دهیم تا آشکار گردد که او حق است.آیا کافی نیست که او بر همه چیز شاهد و گواه است؟(سوره فصلت آیه 53)

توضیح: در این آیه از استمرار داشتن نشانه های وجود خدا صحبت شده است. انسان هرچقدر هم عمر کند باز کشف تازه ای خواهد داشت چرا که اسرار این جهان پایان پذیر نیست.از طرف دیگر این نشانه ها می تواند در قرآن باشد و اعجاز قرآن را نشان دهد تا همه بدانند این قرآن حق است.

65- پروردگار شما گفته است مرا بخوانید تا (دعای) شما را اجابت کنم.کسانی که از عبادت من تکبر می ورزند به زودی با ذلت وارد دوزخ می شوند.(سوره غافر آیه 60)

توضیح: از آیه فوق چند نکته استفاده می شود الف- دعا کردن محبوب الهی و خواست خود اوست. ب- بعد از دعا وعده اجابت داده شده است دعایی به اجابت می رسد که شرایط لازم در دعا ودعا کننده جمع باشد از جمله آنها آمادگی روح و فکر، بی آلایشی قلب، اوقات خاصی که شرایط روحی را برای توجه مخصوص به پروردگارآماده تر می کند مانند نیمه های شب و سحرگاهان، دوری از گناه،پاکی غذا از حرام و اینکه نیاز واقعی به سوی فرد باشد نه اینکه نیاز کاذب باشد و خودمان صلاح آن را ندانیم. ج- دعا خود یک نوع عبادت است و در آیه کسانی را که از دعا کردن ابا دارند نکوهش می کند. در حدیثی از پیامبر آمده است که دعا عبادت است. از امام باقر(ع) نقل است که فرمود: چیزی نزد خدا افضل از این نیست که از او تقاضا کنند و از آنچه نزد اوست بخواهند و هیچکس مبغوض تر و منفورتر نزد خدا از کسانی که از عبادت او تکبر می ورزند و از مواهب او تقاضا نمی کنند نیست. از امام صادق نیز روایت است که مقاماتی نزد خداوند است که راه وصول به آنها تنها دعاست و اگر بنده ای دهان خود را از دعا فرو بندد و چیزی تقاضا نکند چیزی به او داده نخواهد شد

66- او کسی است که شما را از خاک آفرید سپس از نطفه بعد از علقه(خون منعقد) سپس شما را بصورت طفلی بیرون می فرستد بعد به مرحله کمال قوت می رسید و بعد از آن پیر می شوید و(در این میان) گروهی از شما پیش از رسیدن به این مرحله می میرند و هدف این است به سرآمد عمر خود برسید شاید تعقل کنید.(سوره غافر آیه 67)

67- او کسی است که زنده می کند و می میراند و هنگامی که چیزی را اراده کند تنها به آن می گوید موجود باش او نیز بلافاصله موجود می شود.(سوره غافر آیه 68)  

68- آگاه باشید دین خالص از آن خداست و آنها که غیر از خدا را اولیای خود قرار دادند و دلیلشان این بود که اینها را نمی پرستیم مگر به خاطر اینکه ما را به خداوند نزدیک کنند خداوند روز قیامت میان آنها در آنچه اختلاف داشتند داوری می کند. خداوند آن کس را که دروغگو و کفران کننده است هرگز هدایت نمی کند.(سوره زمر آیه 3)

69- خداوند ارواح را به هنگام مرگ قبض می کند و ارواحی را که نمرده اند نیز به هنگام خواب می گیرد سپس ارواح کسانی را که فرمان مرگ آنها را صادر کرده نگه می دارد و ارواح دیگری را (که باید زنده بمانند) باز می گرداند تا سرآمد معینی. در این امر نشانه های روشنی است برای کسانی که تفکر می کنند.(سوره زمر آیه 42)

70- هنگامی که انسان را زیانی می رسد ما را(برای حل مشکلش) می خواند سپس هنگامی که به او نعمتی می دهیم می گوید این نعمت را بخاطر کاردانی خودم به دست آورده ام بلکه این وسیله آزمایش آنهاست ولی اکثرشان نمی دانند.(سوره زمر آیه 49)

توضیح: آنها که در سختی ها به یاد خدا هستند و وقتی نعمتی به آنها داده می شود آن را از علم و دانش خود و یا از لیاقت خودشان می دانند.قرآن در پاسخ می گوید این وسیله آزمایش آنهاست ولی اکثرشان نمی دانند.هدف این است که با بروز حوادث سخت و به دنبال آن رسیدن به نعمت های بزرگ آنچه را در درون خود دارند آشکار کنند اما افسوس که بیشتر مردم فراموش کارند و از این حقایق آگاه نیستند.

71- بگو ای بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده اید از رحمت خداوند نومید نشوید که خداوند همه گناهان را می آمرزد.(سوره زمر آیه 53)

توضیح: این آیه از امیدبخش ترین آیات قرآن مجید محسوب می شود و بخشش در مورد همه گناهان است البته آیات بعدی توبه کردن و تسلیم امر خدا شدن و نیز پیروی از بهترین دستوراتی که نازل شده است را برای آمرزش گناهان بیان می کند.

72- آیا با شما عهد نکردم ای فرزندان آدم که شیطان را پرستش نکنید که او برای شما دشمن آشکاری است؟(سوره یس آیه 60)

توضیح: این عهد و پیمان از طرق مختلف از انسان گرفته شده است نخست آنروز که فرزندان آدم در زمین نشو و نما کردند(سوره اعراف آیه 27) سپس همین مورد به طور مکرر بر زبان رسولان الهی جاری شد(سوره زخرف آیه 62 و سوره بقره آیه 168) از سوی دیگر این پیمان در عالم تکوین به زبان اعطای عقل به انسان نیز گرفته شده است چرا که دلایل عقلی به روشنی گواهی می دهد انسان نباید فرمان کسی را اطاعت کند که از روز نخست کمر به دشمنی او بسته و او را از بهشت بیرون کرده است و دیگر اینکه با سرشت و فطرت الهی همه انسانها بر توحید و انحصار اطاعت برای ذات پاک پروردگاراین پیمان از انسان گرفته شده است.

از نکات دیگر اینکه پرستش شیطان در این آیه به معنای اطاعت کردن است زیرا عبادت همیشه به معنای پرستش و رکوع و سجود نمی آید بلکه یکی از اشکال آن اطاعت کردن است چنانکه در آیه 47 سوره مومنون،فرعون و اطرافیانش می گویند قوم عبادت و اطاعت ما می کردند و آیه 31 سوره توبه اشاره دارد که یهود و نصاری،دانشمندان و راهبان خود را معبودانی در برابر خدا قرار دادند. در روایتی از امام صادق می خوانیم کسی که انسانی را در معصیت پروردگار اطاعت کند او را پرستش کرده و از امام باقر آمده است که کسی که به سخنگویی گوش فرا دهد و سخنش را بپذیرد او را پرستش کرده اگر ناطق حکم خدا را می گوید پرستش خدا و اگر از سوی شیطان سخن می گوید پرستش شیطان کرده است.

73- ای مردم وعده خداوند حق است مبادا زندگی دنیا شما را مغرور کند و مبادا شیطان شما را فریب دهد و به (کرم) خدا مغرور سازد.(سوره فاطر آیه5)

توضیح: نفوذ گناه در انسان از دو راه است اول مظاهر فریبنده دنیا،جاه و جلال و مال و مقام و انواع شهوات. دوم مغرور شدن به عفو و کرم الهی. در اینجاست که شیطان از یکسو زرق و برق این جهان را در نظر انسان زینت می دهد و از سوی دیگر هرگاه انسان بخواهد با یاد قیامت خود را در برابر فریبندگی و جاذبه شدید دنیا کنترل کند او را به عفو الهی و وسعت رحمتش مغرور می سازد و در نتیجه به گناه و طغیان دعوتش می کند.

74- مسلما" شیطان دشمن شماست او را دشمن خود بدانید اوفقط حزبش را به این دعوت می کند که اهل آتش سوزان(جهنم) باشند.(سوره فاطر آیه6)

توضیح: شیطان به طور مسلم دشمن شماست عداوت او از نخستین روز آفرینش انسان شروع شد و حتی برای این کار تقاضای مهلت و طول عمر از خدا کرد و کوچکترین فرصت را برای اعمال عداوت و وارد کردن ضربه به انسان غنیمت می شمرد.آیا عقل اجازه می دهد که شما او را به دشمنی نپذیرید و یک لحظه از او غافل بمانید؟ تا چه رسد به اینکه بخواهید گام های او را پیروی کنید! حضرت علی نقل می کند که خداوند به موسی(ع) فرمود: چهار سفارش به تو دارم در حفظ آنها بکوش. 1- مادام که گناهان خود را بخشوده نمی بینی به عیوب دیگران مپرداز. 2- مادام که گنجهای من را پایان یافته نمی بینی برای روزیت غمناک مباش. 3- مادام که حکومت مرا زائل نمی بینی به دیگری جز من امید مبند. 4- مادام که شیطان را مرده نمی بینی از فریب و نقشه های او ایمن مباش.

شیطان جز گمراه کردن انسانها کاری ندارد تمامی تلاش او این است که نگذارد حتی یک انسان به سعادت برسد. دوزخی شدن مردم هدف نهایی شیطان است.

75- کسی که خواهان عزت است(باید از خدا بخواهد) که تمام عزت برای خداست سخنان پاکیزه به سوی او صعود می کند و عمل صالح را بالا می برد و آنها که نقشه های سوء می کشند عذاب شدید برای آنهاست و مکر آنها نابود می شود(و به جایی نمی رسد)-(سوره فاطر آیه 10)

توضیح: عزت در اصل آن حالتی است که انسان را مقاوم و شکست ناپذیر می کند. از آنجا که تنها ذات پاک اوست که شکست ناپذیر است لذا تمام عزت از آن اوست و هرکس عزتی کسب می کند از برکت دریای بی انتهای اوست. در حدیثی از پیامبر اسلام نقل است که پروردگار شما همه روز می گوید: منم عزیز و هرکس عزت دو جهان خواهد باید اطاعت عزیز کند. در حالات امام حسن مجتبی،در ساعات آخر عمرش یکی از یاران او اندرز خواست که از جمله آنها این است: هرگاه بخواهی بدون داشتن قبیله عزیز باشی و بدون قدرت حکومت، هیبت داشته باشی از سایه ذلت معصیت خدا بدرآی و در پناه عزت اطاعت او قرار گیر.

در این آیه راه وصول به عزت را چنین تشریح می کند: سخنان پاکیزه به سوی او صعود می کند و عمل صالح را او بالا می برد.پاکیزگی سخن به پاکیزگی محتوای آن است و پاکیزگی محتوا به خاطر مفاهیمی است که بر واقعیت های عینی پاک و درخشان تطبیق می کند و چه واقعیتی بالاتر از ذات پاک خدا و آئین حق و عدالت او. لذا سخنان پاکیزه را به اعتقادات صحیح نسبت به مبدأ و معاد و آئین خداوند تفسیر کرده اند و یک چنین عقیده پاکی است که به سوی خدا اوج می گیرد مسلما" از این ریشه پاک شاخه هایی می روید که میوه آن عمل صالح است. هر کار شایسته و سازنده، چه دعوت به سوی حق باشد یا حمایت از مظلوم،مبارزه با ستمگر،خودسازی،آموزش و پرورش و... اگر برای خدا و به خاطر رضای خدا انجام شود آن هم اوج می گیرد.

76- آنچه از کتاب به تو وحی کردیم حق است و هماهنگ با کتب پیش از آن.خداوند نسبت به بندگانش خبیر و بیناست. سپس این کتاب آسمانی را به گروهی از بندگان برگزیده خود به میراث دادیم(اما) از میان آنها عده ای برخود ستم کردند و عده ای میانه رو بودند و عده ای به اذن خدا در نیکی ها از همه(پیشی) گرفتند و این فضیلت بزرگی است.(سوره فاطر آیات 31و32)

توضیح: بعد از تاکید بر به حق بودن قرآن،به موضوع مهمی در این رابطه می پردازد؛ کسانی که بعداز نزول قرآن بر قلب پاک پیامبر آن را در آنزمان و قرون و اعصار دیگر حفظ و پاسداری کردند. روایات فراوانی از اهل بیت(ع) وارد شده که در همه آنها "بندگان برگزیدگان خدا" به امامان معصوم تفسیر شده است. البته این مانع از آن نیست که علماء و دانشمندان امت،صالحان و شهدایی که در طریق پاسداری از این کتاب آسمانی و تداوم بخشیدن به دستورات آن تلاش و کوشش کردند در عنوان بندگان برگزیده خدا داخل باشند.بعد از این موضوع به به یک تقسیم بندی مهم می پردازد؛گروههای سه گانه در میان آنها که وارثان و حاملان کتاب الهی هستند،بعضی به وظیفه بزرگ خود در پاسداری از این کتاب و عمل به احکامش کوتاهی کرده و در حقیقت به خود ستم کردند،گروهی دیگر تا حد زیادی به این وظیفه پاسداری و عمل به آن قیام کردند هرچند لغزش ها و نارسائی هایی در کار خود داشتند اینها مصداق میانه رو می باشند و سرانجام گروهی ممتاز وظایف سنگین خود را به نحو احسن انجام داده و بر همگان پیشی گرفتند.

77- خداوند آسمانها و زمین را نگاه می دارد تا از نظام خود منحرف نشوند و هرگاه منحرف گردند کسی جز او نمی تواند آنها را نگاه دارد او حلیم و غفور است.(سوره فاطر آیه41)

توضیح: این خداوند است که آسمانها و زمین را نگه می دارد تا از مسیر خود منحرف نشوند نه تنها آفرینش با خداست که تدبیر و حفظ آنها نیز با خداست. کرات آسمانی بدون اینکه به جایی متصل باشند میلیونها سال است که در قرارگاه خود و یا در مداری که تعیین شده است در حرکتند بدون کمترین انحراف. بارها در طول تاریخ پیش آمده که ممکن است ستاره دنباله دار یا اجسام آسمانی در مسیر خود از کنار کره زمین عبور کند و احتمالا" با آن برخورد کند. این پیش بینی ها افکار تمام جهانیان را نگران کرده است که در مقابل این ماجرا هیچ کاری ساخته نیست. در اینگونه حالات همگان احساس نیاز مطلق به خداوند بی نیاز مطلق می کنند اما هنگامی که خطرات احتمالی برطرف می شود فراموشکاری بر وجود انسانها سایه می افکند.

نکته دیگر اینکه کوچک و بزرگ در برابر قدرت او یکسان است. در این آیه نگهداری آسمانها بر جای خود به قدرت خدا استناد داده شده و در آیات دیگری از قرآن همین تعبیر در مورد نگهداری پرندگان بر فراز امواج هوا آمده است. این هماهنگی تعبیرات نشان می دهد که برای قدرت بی انتهای خداوند، نگهداری مجموعه کرات آسمانی و زمین همچون نگهداری یک پرنده بر فراز امواج هوا است  در یکجا  آسمان پهناور را نشانه وجود خود معرفی می کند و در جایی دیگر حشره کوچکی مانند پشه. اینها اشاره به این است که در برابر قدرت او کوچک و بزرگ فرقی ندارند. حضرت علی(ع) می فرماید: کوچک و بزرگ،سنگین و سبک،قوی و ناتوان همه در برابر قدرت و توانایی او یکسانند. دلیل همه این مسائل یک چیز است و آن اینکه وجود خداوند وجودی است بی نهایت از هر جهت.

در پایان آیه برای اینکه راه توبه را بر مشرکان گمراه نبندد و اجازه بازگشت در هر مرحله به آنها بدهد می فرماید: خداوند همیشه حلیم و غفور است.  

78- اگر آنچه روی زمین از درختان است قلم شوند و دریا برای آن مرکب شود و هفت دریا به آن افزوده شود اینها همه تمام می شوند اما کلمات خدا پایان نمیگیرد خداوند عزیز و حکیم است.( سوره لقمان آیه 27 )

توضیح: در تفسیر این آیه آمده است که گروهی از یهود هنگامی که پیرامون مسئله روح از پیامبر سوال می کردند قرآن در پاسخ آنها گفت روح ازفرمان پروردگار من است و بهره شما از علم جز اندکی بیش نیست. این سخن بر آنها گران آمد و از پیامبر پرسیدند آیا این فقط درباره ما است؟ فرمود نه، همه را شامل می شود( حتی ما را) ولی آنها افزودند ای محمد تو در مورد خود گمان میکنی بهره کمی از علم داری در حالی که قرآن به تو داده شده و به ما هم تورات. در قرآنت آمده است کسی که به او حکمت داده شده، خیر کثیر به او داده شده است. این سخنان با هم سازگار نیست که در اینجا این آیه نازل می شود و روشن می کند که علم انسان هر چقدر هم گسترده باشد در برابر علم خدا ذره ای بیش نیست. در حقیقت علم خداوند بی نهایت است که هر چیزی در برابر آن ناچیز است. این آیه اشاره می کند که اگر تمام درختان روی زمین قلم شوند( و می دانیم که گاه از یک درخت تنومند از ساقه ها و شاخه هایش هزاران و بلکه میلیونها قلم بوجود می آید و با در نظر گرفتن حجم عظیم درختان روی زمین و جنگل هایی که بسیاری از کوهها و دشت ها را پوشانیده است چه تعداد قلم هایی که از آن به وجود می آید.) و همچنین اگر تمام اقیانوس های روی زمین که تقریبا" سه چهارم کره زمین را با عمق و ژرفای بسیار پوشانده اند مرکب شود، چقدر علوم و دانش را می توان نوشت مخصوصا" افزوده شدن هفت دریای دیگر به آن که هر کدام معادل تمام اقیانوس های روی زمین باشد، با توجه به اینکه عدد هفت در اینجا به معنای تعداد نیست بلکه برای تکثیر است و اشاره به دریاهای بی حساب می کند. روشن می شود که وسعت دامنه علم خداوند تا چه حد گسترده است که همه اینها پایان می پذیرد و باز علوم او پایان نخواهد گرفت. اینجاست که انسان شایسته است بگوید: دانش من به آنجا رسیده که به نادانی خود پی برده ام. حتی تشبیه قطره و دریا برای بیان این واقعیت صحیح نیست.

79- حمد و ستایش مخصوص خداوندی است که تمام آنچه در آسمانها و زمین است از آن اوست و حمد ( و سپاس ) برای اوست در سرای آخرت و او دانا و آگاه است.(سوره سبا آیه 1)

توضیح: در اینکه منظور از حمد و ستایش خداوند در آخرت چیست بعضی گفته اند بندگان خدا عاشقانه در آنجا او را می ستایند و حمد می کنند و از حمد و ستایش او لذت می برند. بهشتیان او را بخاطر فضلش حمد می کنند و دوزخیان بخاطر عدلش. انسانهایی که در این دنیا هستند بخاطر وجود حجابهای مختلف بر قلب و فکرشان غالبا" حمد خالص ندارند اما در قیامت که همه حجابها برچیده می شود همگی با خلوص نیت کامل، زبان به حمد و ستایش او می گشایند.

80- کافران گفتند قیامت هرگز به سراغ ما نخواهد آمد بگو آری به پروردگارم سوگند که به سراغ همه شما خواهد آمد. خداوندی که از غیب آگاه است و به اندازه سنگینی ذره ای در آسمانها و زمین از علم او دور نخواهد ماند و نه کوچکتر از آن و نه بزرگتر، مگر اینکه در کتاب مبین ثبت است.(سوره سبا آیه 3)

81- آنها که دارای علم هستند آنچه از سوی پروردگارت بر تو نازل شده حق می دانند و هدایت کننده به راه خداوند عزیز و حمید.(سوره سبا آیه 6)

82- او سلطه بر آنها نداشت ( و آنها را بر پیروی خود مجبور نساخت ) و هدف از آزادی شیطان در وسوسه هایش این بود که مومنان به آخرت از آنها که در شک هستند، شناخته شوند و پروردگار تو حافظ و نگاهبان همه چیز است.(سوره سبا آیه 21 )

توضیح: این آیه اشاره به این موضوع دارد که شیطان سلطه ای ندارد و کسی را به پیروی خود مجبور نمی کند بلکه این ما هستیم که اجازه ورود به او می دهیم. همانند آنچه در سوره ابراهیم آیه 22 آمده است که: من سلطه ای بر شما نداشتم جز اینکه شما را دعوت کردم و شما هم دعوت مرا اجابت نمودید.

83- بگو شما را تنها به یک چیز اندرز می دهم و آن اینکه دو نفر دو نفر یا یک نفر یکنفر برای خدا قیام کنید سپس فکر خود را به کار گیرید. این دوست و همنشین شما ( محمد ) هیچگونه جنون ندارد او فقط بیم دهنده شما در برابر عذاب شدید ( الهی ) است.(سوره سبا آیه 46 )

توضیح: تعبیر به اینکه "تنها یک چیز اندرز می دهم" اشاره به این است که ریشه تمام اصلاحات فردی و جمعی به کار انداختن اندیشه ها است. مادام که فکر ملتی در خواب است مورد هجوم دزدان و سارقان دین و آزادی و استقلال قرار می گیرند. تعبیر به قیام اشاره به آمادگی برای انجام کار است  بنابراین اندیشه کردن نیاز به آمادگی قبلی دارد که انگیزه و حرکتی در انسان بوجود آید و با اراده و تصمیم به تفکر بپردازد و اینکه این قیام خدایی باشد، تفکری که این چنین باشد خالصانه و ارزشمند است که مایه نجات و سعادت است. اشاره به دو نفر دو نفر یا یکنفر یکنفر برای این است که اندیشه و تفکر باید دور از غوغا و جنجال باشد مردم بصورت تکنفری یا حداکثر دو نفری قیام کنند و فکر و اندیشه خود را به کار گیرند چرا که تفکر در میان جنجال و غوغا عمیق نخواهد بود. جالب اینکه قرآن در اینجا می گوید بیندیشید اما نگفته در چه چیز؟ نشاندهنده این است که در همه چیز از زندگی معنوی و مادی، مسایل مهم و کوچک و... اندیشه کنید.

84- بگو حق آمد و باطل ( کاری از آن ساخته نیست ) نمی تواند آغازگر چیزی باشد و نه تجدید کننده آن.(سوره سبا آیه 49 )

توضیح: زمانی که حق آمد از باطل در برابر آن کاری ساخته نیست. با ظهور حق و آشکار شدن آن در هر جامعه ای باطل که شامل شرک،کفر، نفاق و آنچه از آن سرچشمه می گیرد رنگ می بازد و اگر به حیات خود ادامه دهد از طریق زور و ظلم و فشار خواهد بود و گرنه نقاب از صورتش برداشته شده و چهره زشت آن بر جویندگان حق آشکار شده است.

85- ما امانت را بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه داشتیم همه از تحمل آن امتناع ورزیده و هراس داشتند اما انسان آن را بر دوش کشید او بسیار ظالم و جاهل بود( که قدر این مقام عظیم را نشناخت و به خود ستم کرد).(سوره احزاب آیه 72 )

توضیح: مفسران در مورد "امانت" نظرات زیادی ارائه کرده اند از جمله آنها این است: 1- منظور از امانت ولایت الهیه و کمال صفت عبودیت است که از طریق معرفت و عمل صالح حاصل می شود. 2- اختیار و آزادی اراده است که انسان را از سایر موجودات ممتاز می کند. 3- عقل است که ملاک تکلیف و ثواب و عقاب می باشد. 4- اعضاء پیکر انسان مانند چشم، گوش، دست و پا و زبان است که حفظ آنها واجب است و در طریق گناه استفاده نشود. 5- امانت هایی که مردم از یکدیگر می گیرند و وفای به عهدها می باشد. 6- واجبات و تکالیف الهی مانند نماز، روزه و حج است. بنابراین با جمع کردن تمام این موضوعات میتوان به این نتیجه رسید که انسان با کسب معرفت و تهذیب نفس به اوج افتخار برسد و از فرشتگان آسمان هم بگذرد که این استعداد با آزادی اراده و اختیاری که دارد با پای خود طی کند. آسمان و زمین و کوهها دارای نوعی معرفت الهی هستند، ذکر و تسبیح خدا را می گویند و در برابر عظمت او خاضع و ساجدند ولی همه اینها به صورت ذاتی و تکوینی و اجباری است و به همین دلیل تکاملی در آن وجود ندارد و این است همان امانت الهی که همه موجودات از حمل آن سر باز زدند. یعنی هنگامی که این امانت به کوهها و زمین پیشنهاد شد و با استعداد آنها مقایسه شد آنها عدم شایستگی خود را برای پذیرش این امانت بزرگ اعلام کردند و انسان به میدان آمد و یک تنه آن را به دوش کشید.

86- او همان کسی است که هر چه را آفرید نیکو آفرید و آغاز آفرینش انسان را از گل قرار داد سپس نسل او را از عصاره ای از آب ناچیز و بی قدر خلق کرد بعد اندام او را موزون ساخت و از روح خویش در او دمید و برای شما گوش ها و چشم ها و دل ها قرار داد اما کمتر شکر نعمت های او را به جای می آورید.( سوره سجده آیات 7 تا 9)

توضیح: اگر به وجود یک انسان نگاه کنیم و هر یک از دستگاه های بدن او را در نظر بگیریم مشاهده می کنیم که از نظر ساختمان، حجم، وضع سلول ها و طرز کار آنها به گونه ای آفریده شده اند که وظیفه خود را به نحو احسن انجام دهند و در عین حال آنچنان ارتباط در میان اعضاء قرار داده که همه بدون استثناء روی یکدیگر تاثیر دارند. در آیه اول اشاره به آفرینش حضرت آدم می کند نه همه انسان ها. اینکه آدم را از گل آفرید نه فرد فرد انسانها را، در واقع اشاره به این موضوع است که مبدا پیدایش از گل بوده که همه افراد منتهی به وی می شوند دلیل این موضوع ادامه آیه است که می فرماید سپس نسل او را از آبی بی مقدار خلق کرد. ظاهر آیه بر خلقت مستقل انسان اشاره می کند و فرضیه تکامل را حداقل در مورد انسان نفی می کند. مسئله تکامل انسان تنها یک فرضیه است که از نظر علمی هنوز اثبات نشده است. در آیه 59 سوره آل عمران نیز آمده است که مثل عیسی در نزد خدا همچون مثل آدم است که او را از خاک آفرید و سپس به او فرمود موجود باش او هم فورا" موجود شد. این آیه هم مسئله تکامل را نفی میکند چرا که اشاره به این موضوع دارد که آفرینش حضرت عیسی شبیه حضرت آدم بوده است.

87- ما به لقمان مقام حکمت عطا کردیم(و به او گفتیم) که بر این نعمت بزرگ خدا را شکر کن و هر کس شکر حق گوید به نفع خود اوست و هر کس ناسپاسی و کفران کند(به زیان خود اوست که) خدا از شکر و سپاس خلق بی نیاز و ستوده صفات است.(سوره لقمان آیه 12)

توضیح: در حدیثی از پیامبر نقل شده که لقمان پیامبر نبود ولی بنده ای بود که بسیار فکر می کرد. ایمان و یقینش عالی بود، خدا را دوست داشت و خدا نیز او را دوست می داشت و نعمت حکمت بر او ارزانی فرمود. در بعضی منابع آمده که لقمان غلامی سیاه از مردم سودان بود و با چهره نازیبا دلی روشن و روحی مصفا داشت. در ادامه روایت فوق آمده است که روزی لقمان در وسط روز خوابیده بود ناگهان صدایی شنید: ای لقمان آیا می خواهی خدا تو را خلیفه خود در زمین کند تا بین مردم به حق حکم کنی؟ لقمان پاسخ داد: اگر پروردگارم مرا مخیر کند عافیت را می خواهم و بلا را نمی پذیرم ولی اگر او اراده کند مرا خلیفه کند اطاعت می کنم برای اینکه ایمان و یقین دارم که اگر او چنین اراده ای کرده باشد خودش یاری ام می کند. ملائکه(به طوریکه لقمان ایشان را نمی دید) پرسیدند ای لقمان چرا؟ گفت: برای اینکه هیچ تکلیفی دشوارتر از قضاوت و داوری نیست و ظلم آن را از هر طرف احاطه می کند اگر در داوری راه صواب رود امید نجات دارد نه یقین به آن و اگر راه خطا رود راه بهشت را عوضی رفته است.... لقمان با حکمت خود برای حضرت داوود وزارت می کرد. روزی داوود به او گفت: ای لقمان خوشا به حالت که حکمت به تو داده شد و بلای نبوت هم از تو گردانده شد. لقمان بسیار به دیدن داوود می رفت و او را اندرز می داد و حکمت ها و علوم بسیاری در اختیارش می گذاشت. لقمان مردی بود که در برابر امر خدا سخت نیرومندی به خرج می داد و به خاطر خدا از آنچه خدا راضی نبود دوری می کرد. مردی ساکت و فقیر احوال بود نظری عمیق و فکری طولانی داشت. او اندرزهای بسیار جالبی برای فرزندش دارد که در تفسیر المیزان آمده است.

88- پسرم اگر به اندازه دانه خردلی(عمل نیک یا بد) باشد و در دل سنگی یا در گوشه ای از آسمانها و زمین قرار گیرد خداوند آن را(در قیامت برای حساب) می آورد خداوند دقیق و آگاه است.(سوره لقمان ایه 16)

توضیح: خردل گیاهی است که دارای دانه های سیاه بسیار کوچکی است و در کوچکی و حقارت ضرب المثل می باشد، بنابراین اعمال انسان هرچقدر هم کوچک و کم ارزش باشد مورد محاسبه قرار می گیرد. از امام باقر نقل است که از گناهان کوچک بپرهیزید چرا که سرانجام کسی از آن بازخواست می کند، گاهی بعضی از شما می گویند ما گناه می کنیم و به دنبال آن استغفار می نماییم در حالیکه خداوند عزوجل می گوید: ما تمام آنچه از پیش فرستاده اند و همچنین آثارشان را و همه چیز را در لوح محفوظ احصاء کرده ایم.

89- آیا ندیدی کشتی ها بر صفحه دریاها به فرمان خدا و به برکت نعمت او حرکت می کنند؟او می خواهد گوشه ای از آیاتش را به شما نشان دهد که در اینها آیات و نشانه هایی است برای کسانی که شکیبا و شکرگزارند.(سوره لقمان آیه 31)

توضیح: در این آیه قرآن اشاره ای دارد به عظمت قدرت خدا در صفحه اقیانوس ها و کوچکی انسان در مقابل آن. وزش طوفان آنقدر سخت و سهمگین است که عظیمترین کشتی ها را می تواند به حرکت وا دارد و یا اگر برخلاف آن حرکت کند از بین ببرد. اینکه در آخر آیه روی اوصاف صبار و شکور(بسیار شکیبا و بسیار شکرگزار) تکیه شده، به خاطر این است که زندگی دنیا مجموعه ای است از بلا و نعمت که هر دو وسیله آزمایش هستند. ایستادگی و شکیبایی در برابر حوادث سخت و شکرگزاری در برابر نعمت ها مجموعه وظیفه انسان ها را تشکیل می دهد، لذا در حدیثی از پیامبر اسلام می خوانیم: ایمان دو نیمه است نیمه ای صبر و نیمه ای شکر.

90- ای مردم از خدا بپرهیزید و از روزی بترسید که نه پدر جزای اعمال فرزند خود را تحمل می کند و نه فرزند چیزی از جزای پدر را. مسلما" وعده الهی حق است مبادا زندگانی دنیا شما را بفریبد و مبادا شیطان شما را مغرور سازد.( سوره لقمان آیه 33)

توضیح: مردم چند گروهند بعضی آنقدر ضعیف و ناتوان هستند که تنها مشاهده زرق و برق دنیا برای فریب و غرورشان کافی است اما بعضی که مقاومت بیشتری دارند وسوسه های شیطان نیز باید به آن افزوده شود و شیطان درون و برون دست به دست هم می دهند تا آنها را فریب دهند. غرور هر چیزی است که انسان را مغرور سازد و بفریبد اعم از مال، مقام، شهوت و شیطان و اینکه به شیطان تفسیر شده به دلیل این است که خبیث ترین فریبندگان است.

حضرت علی در جواب کسی که دنیا را مذمت می کرد و آن را فریبنده می شمرد، می گوید: ای کسی که نکوهش دنیا می کنی در حالی که تو خود به غرور دنیا گرفتار شده ای و فریفته باطل آن هستی تو خود مغرور به دنیا شدی سپس از آن مذمت می کنی؟ تو از جرم دنیا شکایت داری یا دنیا باید از جرم تو شکایت کند؟...... دنیا جای راستی است برای کسی که با دنیا صادق باشد و جای عافیت است برای کسی که از دنیا چیز بفهمد و جای بی نیاز کردن خویش است برای کسی که از آن توشه برگیرد و نیز دنیا مسجد انبیای خدا و محل نزول وحی اوست و مصلای ملائکه و تجارتخانه اولیای خداست.

 

ارسال نظر

عنوان نظر :*
نام شما :*
ایمیل :*
*